خداحافظ سال 88
این پست رو تو لحظات آخر سال مینویسم.
خداحافظ سال دوست داشتنی من. سالی که توش ۵ تا هشت جور شد تو روز تولد امام رضا. سالی که خیلی دوست داشتم توش تشکیل خانواده بدم. خداحافظ سال دوست داشتنی من.
آقای صبور از قم پیام داد که " میرم حرم هر چی میخوای بهم بگو". گفتم سعادت و آرامش و سلامت برای همه. یه آقای برازنده برای آبجی کوچیکه. آشتی آبجی بزرگه با مامان و بابا. کلی آرامش برای داداش کوچیکه. و برای خودمون سعادت و سلامت و کلی عشق و ایمان و اخلاص.
خدایا حول حالنا به بهترین حال.
خدایا برای همه بهترین ها رو میخوام. الآن اسم نمیبرم اما برای اونهایی که در آستانه ازدواج هستن خوشبختی میخوام. برای اونایی که بچه ندارن یه بچه سالم. برای بی خونه ها خونه. برای بیمارها شفا.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 19:27 توسط باران
|
وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.