کابوس
خسته شدم. خسته!
روزا تو بیداری هم کابوس می بینم.
"یکی را کشتند،
آن یکی خودکشی کرد،
کودکی از گرسنگی مرد."
اصلاً تو بگو، تو دنیا خبر خوبم هست؟
***
میخوام موشک بسازم.
چرا چشماتو بستی؟ ترسیدی؟
نترس کاغذی هستن.
همه دنیا موشک میسازن به ما که رسید...
میخوام شیطونی کنم.
ایرادی داره موی کلاغا رو بکشم که جیغ بزنن؟
***
ساکت باش! گفتم ساکت!
یه کار مهم دارم.
باید معادله گل سرخ و علفای هرز رو حل کنم. وگرنه از گلا فقط یه اسم میمونه. بس که این علفا سمجن.
***
هرشب، وقت خواب به خودم می گم امشب خدا رو میبینم.
بس که خسته ام یادم میره.
عجب دنیایی شده!!!
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 11:1 توسط باران
|
وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.