علیمردان خان
چند وقت پیش موفق شدم فایل صوتی یکی از داستان های دوران بچگیم رو پیا کنم. امروز صبح تو راه داشتم گوشش میدادم و از اینکه اینقدر خوب یادم مونده بود لذت می بردم. یهو تمام احساسات نوستالژیکم فوران کرد. یاد رادیو پخش سیاه و قدیمی بابا افتادم. چه شبایی که سرگرممون نکرد. چه کاست هایی که من با ضبط کردن صدام خراب نکردم. نمی دونم اون رادیو ضبط چی شد. دلم خیلی براش تنگ شده. دلم برای تمام روزای خوبی که گذشته تنگ شده.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:4 توسط باران
|
وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.